سوره طور (کوه)

سوره طور پنجا و دومین سوره قرآن است که در مکه نازل شد و دارای ۴۹ آیه است. این سوره به آمدن روز قیامت، کیفر بدکاران و پاداش مؤمنان می‌پردازد.

سوره الطور (کوه)

همچنین شناخته می‌شود به نام: غافر (آمرزنده), المؤمن (مؤمن)

يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلَىٰ نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا ١٣ i

52:۱۳

روزی که به سوی آتش جهنم کشیده می‌شوند [چه‌] کشیدنی. (۱۳)

هَٰذِهِ النَّارُ الَّتِي كُنْتُمْ بِهَا تُكَذِّبُونَ ١٤ i

52:۱۴

[و به آنان گویند:] «این همان آتشی است که دروغش می‌پنداشتید. (۱۴)

أَفَسِحْرٌ هَٰذَا أَمْ أَنْتُمْ لَا تُبْصِرُونَ ١٥ i

52:۱۵

آیا این افسون است؟ یا شما [درست‌] نمی‌بینید؟ (۱۵)

اصْلَوْهَا فَاصْبِرُوا أَوْ لَا تَصْبِرُوا سَوَاءٌ عَلَيْكُمْ ۖ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ١٦ i

52:۱۶

به آن درآیید؛ خواه بشکیبید یا نشکیبید، به حال شما یکسان است. تنها به آنچه می‌کردید مجازات می‌یابید.» (۱۶)

فَاكِهِينَ بِمَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقَاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ ١٨ i

52:۱۸

به آنچه پروردگارشان به آنان داده دلشادند، و پروردگارشان آنها را از عذاب دوزخ مصون داشته است. (۱۸)

كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ١٩ i

52:۱۹

[به آنان گویند:] «به [پاداش‌] آنچه به جای می‌آوردید بخورید و بنوشید؛ گواراتان باد!» (۱۹)

مُتَّكِئِينَ عَلَىٰ سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ ۖ وَزَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِينٍ ٢٠ i

52:۲۰

بر تختهایی ردیف هم تکیه زده‌اند و حوران درشت‌چشم را همسر آنان گردانده‌ایم. (۲۰)

وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ ۚ كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ ٢١ i

52:۲۱

و کسانی که گرویده و فرزندانشان آنها را در ایمان پیروی کرده‌اند، فرزندانشان را به آنان ملحق خواهیم کرد و چیزی از کار[ها]شان را نمی‌کاهیم. هر کسی در گرو دستاورد خویش است. (۲۱)

وَأَمْدَدْنَاهُمْ بِفَاكِهَةٍ وَلَحْمٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ ٢٢ i

52:۲۲

با [هر نوع‌] میوه و گوشتی که دلخواه آنهاست آنان را مدد [و تقویت‌] می‌کنیم. (۲۲)

يَتَنَازَعُونَ فِيهَا كَأْسًا لَا لَغْوٌ فِيهَا وَلَا تَأْثِيمٌ ٢٣ i

52:۲۳

در آنجا جامی از دست هم می‌ربایند [و بر سرش همچشمی می‌کنند] که در آن نه یاوه گویی است و نه گناه. (۲۳)

وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمَانٌ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ ٢٤ i

52:۲۴

و برای [خدمت‌] آنان پسرانی است که بر گردشان همی‌گردند، انگاری آنها مرواریدی‌اند که [در صدف‌] نهفته است. (۲۴)

وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ ٢٥ i

52:۲۵

و برخی‌شان رو به برخی کنند [و] از هم پرسند، (۲۵)

قَالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنَا مُشْفِقِينَ ٢٦ i

52:۲۶

گویند: «ما پیشتر در میان خانواده خود بیمناک بودیم. (۲۶)

فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا وَوَقَانَا عَذَابَ السَّمُومِ ٢٧ i

52:۲۷

پس خدا بر ما منت نهاد و ما را از عذاب گرم [مرگبار] حفظ کرد. (۲۷)

إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوهُ ۖ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ ٢٨ i

52:۲۸

ما از دیرباز او را می‌خواندیم، که او همان نیکوکار مهربان است.» (۲۸)

فَذَكِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ ٢٩ i

52:۲۹

پس اندرز ده که تو به لطف پروردگارت نه کاهنی و نه دیوانه. (۲۹)

أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ ٣٠ i

52:۳۰

یا می‌گویند: «شاعری است که انتظار مرگش را می‌بریم [و چشم به راه بد زمانه بر اوییم‌].» (۳۰)

قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ ٣١ i

52:۳۱

بگو: «منتظر باشید که من [نیز] با شما از منتظرانم.» (۳۱)

أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَامُهُمْ بِهَٰذَا ۚ أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ٣٢ i

52:۳۲

آیا پندارهایشان آنان را به این [موضعگیری‌] وا می‌دارد یا [نه،] آنها مردمی سرکشند؟ (۳۲)

أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ ۚ بَلْ لَا يُؤْمِنُونَ ٣٣ i

52:۳۳

یا می‌گویند: «آن را بربافته.» [نه،] بلکه باور ندارند. (۳۳)

فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كَانُوا صَادِقِينَ ٣٤ i

52:۳۴

پس اگر راست می‌گویند، سخنی مثل آن بیاورند. (۳۴)

أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ٣٥ i

52:۳۵

آیا از هیچ خلق شده‌اند؟ یا آنکه خودشان خالق [خود] هستند؟ (۳۵)

أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۚ بَلْ لَا يُوقِنُونَ ٣٦ i

52:۳۶

آیا آسمانها و زمین را [آنان‌] خلق کرده‌اند؟ [نه،] بلکه یقین ندارند. (۳۶)

أَمْ عِنْدَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ ٣٧ i

52:۳۷

آیا ذخایر پروردگار تو پیش آنهاست؟ یا ایشان تسلط [تام‌] دارند؟ (۳۷)

أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ ۖ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُمْ بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ ٣٨ i

52:۳۸

آیا نردبانی دارند که بر آن [بر شوند و] بشنوند؟ پس باید شنونده آنان برهانی آشکار بیاورد. (۳۸)

أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ ٤٠ i

52:۴۰

آیا از آنها مزدی مطالبه می‌کنی و آنان از [تعهّد ادای‌] تاوان گرانبارند؟ (۴۰)

أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ٤١ i

52:۴۱

آیا [علم‌] غیب پیش آنهاست و آنها می‌نویسند؟ (۴۱)

أَمْ يُرِيدُونَ كَيْدًا ۖ فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ ٤٢ i

52:۴۲

یا می‌خواهند نیرنگی بزنند؟ و [لی‌] آنان که کافر شده‌اند، خود دچار نیرنگ شده‌اند. (۴۲)

أَمْ لَهُمْ إِلَٰهٌ غَيْرُ اللَّهِ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ٤٣ i

52:۴۳

آیا ایشان را جز خدا معبودی است؟ منزّه است خدا از آنچه [با او] شریک می‌گردانند. (۴۳)

وَإِنْ يَرَوْا كِسْفًا مِنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَرْكُومٌ ٤٤ i

52:۴۴

و اگر پاره‌سنگی را در حال سقوط از آسمان ببینند می‌گویند: «ابری متراکم است.» (۴۴)

فَذَرْهُمْ حَتَّىٰ يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ ٤٥ i

52:۴۵

پس بگذارشان تا به آن روزی که در آن بیهوش می‌افتند برسند. (۴۵)

يَوْمَ لَا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا وَلَا هُمْ يُنْصَرُونَ ٤٦ i

52:۴۶

روزی که نیرنگشان به هیچ‌وجه به کارشان نیاید و حمایت نیابند. (۴۶)

وَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا عَذَابًا دُونَ ذَٰلِكَ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ٤٧ i

52:۴۷

و در حقیقت، غیر از این [مجازات‌]، عذابی [دیگر] برای کسانی که ظلم کرده‌اند خواهد بود، ولی بیشترشان نمی‌دانند [که آن عذاب چیست‌]. (۴۷)

وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا ۖ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ ٤٨ i

52:۴۸

و در برابر دستور پروردگارت شکیبایی پیشه کن که تو خود در حمایت مایی و هنگامی که [از خواب‌] بر می‌خیزی به نیایش پروردگارت تسبیح گوی. (۴۸)

وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ النُّجُومِ ٤٩ i

52:۴۹

و [نیز] پاره‌ای از شب، و در فروشدن ستارگان تسبیح‌گوی او باش. (۴۹)